اتلیه رفتن گل پسری وجشن عقد
سلامممممممممممم بنابه قولی که به دوستانم کلوپ (سحر جون مامان ارشاک)داده بودم امروز که ایلیا خان خواب رفتند امدم وبلاگشو اپ کنم یه دلیلی که خیلی تنبلم حال وحوصله نیست دیگه گزارش کارهای گل پسری رو بنویسم از سرکار که وقت نتم کمه بعدش هم کامی مشرف به اتاق رییسههههههههه از خونه هم تا میام کامی رو روشن کنم گل پسری سریع دکمشو میزنه وخاموش میکنه ومامانشو منصرف از اپ کردن میکنه خدایی پسرم خیلی به فکر مامانشه نمی خواد زیاد خسته بشم ولی خدایی از شیطونی های پسری که هرچه بگم بازم کمه عزیزدل مامان دیگه داره اخرین ماههای 20 ماهگی رو میگذرونه دو روز بیشتر نمونده تا وارد 21 ماهگی زندگیت بش...
نویسنده :
حنانه
20:16








